پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۲

بیگانگی ز شکوه شام و سحر گذشت

تا چند می توان ز دل بیخبر گذشت

از آه و ناله معذرت آسمان مخواه

پرواز ما ز حوصله بال و پر گذشت

غیرت روا نداشت که تنها گذارمش

عمر عزیز در قدم نامه بر گذشت

سر کرد راه کعبه و منزل به یاد رفت

مستی که بیخودانه ز اهل نظر گذشت

آتش پرست عشقم و اختر شناس داغ

کی شعله از قلمرو من بی خطر گذشت

پیش از خمار ساغر تکلیف داد و رفت

ذکرش به خیر توبه که بی درد سر گذشت

کشتی شکسته ای است به بحر گناه اسیر

بخشایشی که موجه طوفان ز سر گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۴گردش چشم تماشا می گشت
  2. شمارهٔ ۳۷۵شوق روزی که پی چاک گریبان می‌گشت
  3. شمارهٔ ۳۷۶حرف شوقت مختصر خواهم نوشت
  4. شمارهٔ ۳۷۷نامه‌ی شوق تو را گر مختصر خواهم نوشت
  5. شمارهٔ ۳۷۸فلک برات که بر شهپر هما ننوشت
  6. شمارهٔ ۳۷۹دیده ام یک مژه آرام به خوابی ننوشت
  7. شمارهٔ ۳۸۰گشته آیینه بیقرار خطت
  8. شمارهٔ ۳۸۱نشینم گوشه ای با خاطر ناشاد هر ساعت
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.