پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۵

شوق روزی که پی چاک گریبان می‌گشت

عمرها بود که مجنون تو عریان می‌گشت

یاد معماری مجنون که ز خاکستر دل

رنگ هر خانه که می‌ریخت بیابان می‌گشت

گردش چشم تو روزی که شکارم می‌کرد

تا چه‌ها در دلت ای زود پشیمان می‌گشت

ناله را با نفس سوخته بنواخته بود

که نیستان چقدر بی‌سر و سامان می‌گشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۷نامه‌ی شوق تو را گر مختصر خواهم نوشت
  2. شمارهٔ ۳۷۸فلک برات که بر شهپر هما ننوشت
  3. شمارهٔ ۳۷۹دیده ام یک مژه آرام به خوابی ننوشت
  4. شمارهٔ ۳۸۰گشته آیینه بیقرار خطت
  5. شمارهٔ ۳۸۱نشینم گوشه ای با خاطر ناشاد هر ساعت
  6. شمارهٔ ۳۸۲قرب شاهان بی صدف کی گوهر شهوار یافت
  7. شمارهٔ ۳۸۳می کشیدی و نگه سیر چمن یاد گرفت
  8. شمارهٔ ۳۸۴گلستانی که هوای دل نومید گرفت
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.