پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۴

گردش چشم تماشا می گشت

از می شیشه دلها می گشت

گریه گر از دل ما می آمد

قطره سرمایه دریا می گشت

چقدر عربده ها می کاهید

گر نگاهی ز دلم وا می گشت

گرد این شوخی حیرت می دید

تا ابد محو تماشا می گشت

گر نیازم نشدی ناز طراز

ناز او کی غلط ایما می گشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۶حرف شوقت مختصر خواهم نوشت
  2. شمارهٔ ۳۷۷نامه‌ی شوق تو را گر مختصر خواهم نوشت
  3. شمارهٔ ۳۷۸فلک برات که بر شهپر هما ننوشت
  4. شمارهٔ ۳۷۹دیده ام یک مژه آرام به خوابی ننوشت
  5. شمارهٔ ۳۸۰گشته آیینه بیقرار خطت
  6. شمارهٔ ۳۸۱نشینم گوشه ای با خاطر ناشاد هر ساعت
  7. شمارهٔ ۳۸۲قرب شاهان بی صدف کی گوهر شهوار یافت
  8. شمارهٔ ۳۸۳می کشیدی و نگه سیر چمن یاد گرفت
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.