پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۷

نامه‌ی شوق تو را گر مختصر خواهم نوشت

بیشتر از بیشتر از بیشتر خواهم نوشت

سوختم تا پاره‌ای از خود خبردارت کنم

شکوه‌ی خوی تو بر بال شرر خواهم نوشت

صفحه‌ی اشکم به مُهر پاره‌های دل رسید

بعد از این رنگین‌ رقم‌ها در نظر خواهم نوشت

نامه‌ی من می‌بری قاصد، زبانت لال باد!

آن‌چه بنوشتم به او، بار دگر خواهم نوشت

در چمن تا بلبل از پروانه نشناسد کسی

حرفی از خوی تو بر گلبرگِ تر خواهم نوشت

نسبت خط تا نگیرد نسخه از رنگ مداد

وصف ماه رویش از آب گهر خواهم نوشت

نسخه‌ای از دفتر بینش به دست آورده‌ام

جمع و خرج هر دو عالم مختصر خواهم نوشت

گر دماغ نسخه‌برداری رسا گردد اسیر

نسخه بینش به نام چشمِ‌تر خواهم نوشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۹دیده ام یک مژه آرام به خوابی ننوشت
  2. شمارهٔ ۳۸۰گشته آیینه بیقرار خطت
  3. شمارهٔ ۳۸۱نشینم گوشه ای با خاطر ناشاد هر ساعت
  4. شمارهٔ ۳۸۲قرب شاهان بی صدف کی گوهر شهوار یافت
  5. شمارهٔ ۳۸۳می کشیدی و نگه سیر چمن یاد گرفت
  6. شمارهٔ ۳۸۴گلستانی که هوای دل نومید گرفت
  7. شمارهٔ ۳۸۵تا غمش در دلم قرار گرفت
  8. شمارهٔ ۳۸۶از قدش جلوه باز کام گرفت
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.