پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۱

ز آهم هر طرف دل وحشتستان دگر دارد

خدنگی را که پر برق است پیکان دگر دارد

بود صیادی الفت چو شعر مبتذل گفتن

شکار انداز تنهایی شدن شان دگر دارد

ز نشتر زار زیر آسمان چون سبزه می لرزم

که در هر سایه خاری گلستان دگر دارد

زچشم جوهر تیغت مروت می توان دیدن

که در هر مرهمی زخم نمایان دگر دارد

منقش بال طاوسی است هر یک آشیان گردون

که از هر پر فشانی برگریزان دگر دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۳شوق رازی است که اظهار در آتش دارد
  2. شمارهٔ ۴۷۴خطی از هر سر مو محشر تابم دارد
  3. شمارهٔ ۴۷۵گل خیال که در آب و آتشم دارد
  4. شمارهٔ ۴۷۶ز استخوان ساخته صنعتگر قدرت درمی
  5. شمارهٔ ۴۷۷چرخ به تسلیم پیشه دست ندارد
  6. شمارهٔ ۴۷۸هر دل خبر از آینه دید ندارد
  7. شمارهٔ ۴۷۹دلی کز غمش می به ساغر ندارد
  8. شمارهٔ ۴۸۰نگاه خونی و مژگان تیغزن دارد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.