پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۷

در راه تو دل شتاب دارد

بیتاب تو گشته تاب دارد

از مستی چشم می پرستت

تا چشم پیاله خواب دارد

آه از دل آرمیده من

در خاک هم اضطراب دارد

زاهد تو به میکشان چه داری

صد حرف تو یک جواب دارد

از سایه او نمی توان رفت

خاصیت آفتاب دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۹از دل ما دلت خبر دارد
  2. شمارهٔ ۴۷۰به جایی می‌رسد شوقی که الفت راهبر دارد
  3. شمارهٔ ۴۷۱ز آهم هر طرف دل وحشتستان دگر دارد
  4. شمارهٔ ۴۷۲جدا هر جلوه ای بینی ز سودای نظر دارد
  5. شمارهٔ ۴۷۳شوق رازی است که اظهار در آتش دارد
  6. شمارهٔ ۴۷۴خطی از هر سر مو محشر تابم دارد
  7. شمارهٔ ۴۷۵گل خیال که در آب و آتشم دارد
  8. شمارهٔ ۴۷۶ز استخوان ساخته صنعتگر قدرت درمی
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.