پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۶

گل ویرانه عاشق به روی آب می خندد

به سعی تیشه بیجوهر سیلاب می خندد

بهار آرزو را عندلیب از گرد پرواز است

گل امید از باغ دل بیتاب می خندد

صبوحی می زند برگ گل از شبنم چه می داند

که صبح بی ثبات از مشرق سیماب می خندد

به مسجد چون روم بی او نمی دانم چه می گویم

نمازم می رود از خاطر و محراب می خندد

سحاب وی شود هر برگ شبنم دیده گلشن

به بیداری بگرید چون کسی در خواب می خندد

چه رنگین باده ای دارد دلم از یاد او شبها

گل پیمانه اش بر گلشن مهتاب می خندد

به بحری کز سبکروحی کند کشتی اسیر آنجا

لب هر موجه ای بر لنگر گرداب می خندد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۸دید در خواب که بر وضع جهان می خندد
  2. شمارهٔ ۴۵۹میان مهربانی آنچنان بیگانه می خندد
  3. شمارهٔ ۴۶۰دیوانه ما قحط خریدار پسندد
  4. شمارهٔ ۴۶۱می گلگون ز مژگان سیاه یار می بارد
  5. شمارهٔ ۴۶۲غبار عشقم از انجام من آغاز می بارد
  6. شمارهٔ ۴۶۳پس از عمری به رویم گر نگاهی کرد جا دارد
  7. شمارهٔ ۴۶۴بخت با ما سر جفا دارد
  8. شمارهٔ ۴۶۵صدف گوهر چمن گل ابر باران دل وفا دارد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.