پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۴

بخت با ما سر جفا دارد

نا امیدی چه اجرها دارد

اگر انصاف دادرس باشد

عاشق زنده خونبها دارد

هر چه می بینم از تو خالی نیست

سبزه شوخ است و گل صفا دارد

بی تو عمر ابد گوارا نیست

مزه آب ناشتا دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۶بهار می رسد و برگ عیشها دارد
  2. شمارهٔ ۴۶۷در راه تو دل شتاب دارد
  3. شمارهٔ ۴۶۸در دل خیال چشمش مست است و خواب دارد
  4. شمارهٔ ۴۶۹از دل ما دلت خبر دارد
  5. شمارهٔ ۴۷۰به جایی می‌رسد شوقی که الفت راهبر دارد
  6. شمارهٔ ۴۷۱ز آهم هر طرف دل وحشتستان دگر دارد
  7. شمارهٔ ۴۷۲جدا هر جلوه ای بینی ز سودای نظر دارد
  8. شمارهٔ ۴۷۳شوق رازی است که اظهار در آتش دارد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.