پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۰

دیوانه ما قحط خریدار پسندد

از سوختگی گرمی بازار پسندد

شایستگی درد به درمان نخرد کس

بیزارم از آن درد که عطار پسندد

گر سینه اقبال کنی چاک نیابی

امروز دلی را که غم یار پسندد

از بسکه خجل گشته ز ناکامی مطلب

محرومی عاشق دل بیعار پسندد

از حسن طلب سوخت لب اظهار کدام است

مخمور نگه ساغر سرشار پسندد

در عالم دلسوختگان ساختگی نیست

گر دیده داغ است که دیدار پسندد

دیوانه دلی خواهد و سودای رسایی

زنجیر زند برهم و زنار پسندد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۲غبار عشقم از انجام من آغاز می بارد
  2. شمارهٔ ۴۶۳پس از عمری به رویم گر نگاهی کرد جا دارد
  3. شمارهٔ ۴۶۴بخت با ما سر جفا دارد
  4. شمارهٔ ۴۶۵صدف گوهر چمن گل ابر باران دل وفا دارد
  5. شمارهٔ ۴۶۶بهار می رسد و برگ عیشها دارد
  6. شمارهٔ ۴۶۷در راه تو دل شتاب دارد
  7. شمارهٔ ۴۶۸در دل خیال چشمش مست است و خواب دارد
  8. شمارهٔ ۴۶۹از دل ما دلت خبر دارد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.