پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۲

غبار عشقم از انجام من آغاز می بارد

گرفتاری هنوزم از پر پرواز می بارد

به رقص آورده دلها را خیال چشم بدمستی

چه شرم است اینکه از هر بیزبانی راز می بارد

مشبک گشت جانم دل به سیلاب فنا دادم

هنوز از جنبش مژگان شوخش ناز می بارد

تغافل پیشه مستی گرم استغنا چه می دانی

که از گرد شهیدانت هنوز آواز می بارد

هوای عالم دیوانگی کیفیتی دارد

شرر چون اشکش از ابر چمن پرداز می بارد

ز شاهین حمله طفلی گشته ام صید گرفتاری

که از گرد ره جولان شوخش ناز می بارد

نگاه مجلس آرا آن نگاه مجلس آرا شد

اثر از ساز می بارد اثر از ساز می بارد

اسیر از بیزبانیها غباری شو اگر مردی

در اقلیم محبت دل ز ابر راز می بارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۴بخت با ما سر جفا دارد
  2. شمارهٔ ۴۶۵صدف گوهر چمن گل ابر باران دل وفا دارد
  3. شمارهٔ ۴۶۶بهار می رسد و برگ عیشها دارد
  4. شمارهٔ ۴۶۷در راه تو دل شتاب دارد
  5. شمارهٔ ۴۶۸در دل خیال چشمش مست است و خواب دارد
  6. شمارهٔ ۴۶۹از دل ما دلت خبر دارد
  7. شمارهٔ ۴۷۰به جایی می‌رسد شوقی که الفت راهبر دارد
  8. شمارهٔ ۴۷۱ز آهم هر طرف دل وحشتستان دگر دارد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.