پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۸

اگر عارض برافروزی شرر پروانه می گردد

نگاهی تا گشاید بال و پر پروانه می گردد

نمی دانم چه در دل دارم امشب اینقدر دانم

که مژگان تا خورد بر یکدگر پروانه می گردد

سرکوی تو سازد آشیان آخر غبار من

اگر قمری اگر بلبل اگر پروانه می گردد

هوای شمع رخسار تو دارد شمع مکتوبم

کبوتر تا گشاید بال و پر پروانه می گردد

چراغانی که من دارم ندارد لاله زار امشب

سرشکم می چکد از چشم تر پروانه می گردد

اسیر از ناله ام دام محبت گرمیی دارد

که مرغی می شود تا جلوه گر پروانه می گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۰گردیده ام اسیر دوا یا علی مدد
  2. شمارهٔ ۴۵۱مالک رقاب فتح و ظفر یا علی مدد
  3. شمارهٔ ۴۵۲ز خون دل چه قدرها چمن حنا بندد
  4. شمارهٔ ۴۵۳چو نیرنگ محبت چشم ارباب نظر بندد
  5. شمارهٔ ۴۵۴دلی نسیم به عید بهار می بندد
  6. شمارهٔ ۴۵۵ندیدم آن لب شیرین بخندد
  7. شمارهٔ ۴۵۶گل ویرانه عاشق به روی آب می خندد
  8. شمارهٔ ۴۵۷از تماشای رخت شام و سحر می خندد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.