پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۰

گردیده ام اسیر دوا یا علی مدد

ضعفم رسا فتاده رسا یا علی مدد

مشکل گشای بی سر و پایان عالمی

خوش گشته ایم بی سر و پا یا علی مدد

پیچیده ضعف چون رگ و پی در وجود من

رفتار گشته حسرت پا یا علی مدد

ای خاک جلوه گاه سگانت طبیب خیز

گردم به باد داد دوا یا علی مدد

افتاده ام چو حرف عبث در میان خلق

شرمنده ام ز شاه و گدا یا علی مدد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۲ز خون دل چه قدرها چمن حنا بندد
  2. شمارهٔ ۴۵۳چو نیرنگ محبت چشم ارباب نظر بندد
  3. شمارهٔ ۴۵۴دلی نسیم به عید بهار می بندد
  4. شمارهٔ ۴۵۵ندیدم آن لب شیرین بخندد
  5. شمارهٔ ۴۵۶گل ویرانه عاشق به روی آب می خندد
  6. شمارهٔ ۴۵۷از تماشای رخت شام و سحر می خندد
  7. شمارهٔ ۴۵۸دید در خواب که بر وضع جهان می خندد
  8. شمارهٔ ۴۵۹میان مهربانی آنچنان بیگانه می خندد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.