پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۱

مالک رقاب فتح و ظفر یا علی مدد

از پافتاده ایم دگر یا علی مدد

روشن سواد دیده آیینه گشته ایم

یکبار گفته ایم اگر یا علی مدد

آتش فروز چهره شرمندگی مکن

دل بسته است از تو کمر یا علی مدد

خوش پایمال خصمی افلاک گشته ام

می خواهم از دل تو جگر یا علی مدد

آیینه خانه دو جهان است مهر تو

چشم دل و چراغ نظر یا علی مدد

خورشید ذره ای شده از خاک راه من

تا سایه ات فتاده به سر یا علی مدد

همت ز دستیاری خود بود روشناس

ابر محیط قطره گهر یا علی مدد

روشنگر است رای تو عالم به دست تو

آیینه ساز شام و سحر یا علی مدد

چون غیر درگه تو ندارد پناه اسیر

می خواهد از تو فتح و ظفر یا علی مدد

از کلک هر نفس که کشم در ریاض جان

انشا کنم به رنگ دگر یا علی مدد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۳چو نیرنگ محبت چشم ارباب نظر بندد
  2. شمارهٔ ۴۵۴دلی نسیم به عید بهار می بندد
  3. شمارهٔ ۴۵۵ندیدم آن لب شیرین بخندد
  4. شمارهٔ ۴۵۶گل ویرانه عاشق به روی آب می خندد
  5. شمارهٔ ۴۵۷از تماشای رخت شام و سحر می خندد
  6. شمارهٔ ۴۵۸دید در خواب که بر وضع جهان می خندد
  7. شمارهٔ ۴۵۹میان مهربانی آنچنان بیگانه می خندد
  8. شمارهٔ ۴۶۰دیوانه ما قحط خریدار پسندد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.