پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۷

ز آهم خاطر منت گساران تازه می گردد

ز اشکم کینه مطلب حصاران تازه می گردد

به آتشپاره های داغ دل بیجا نمی نازم

به خون غلطم بهار لاله کاران تازه می گردد

به رنگ می هماغوش شکستن توبه ای دارم

که از داغش دل مطلب خماران تازه می گردد؟

به رویش اشک می ریزم به سویم گرم می بیند

دماغ شعله در گلگشت باران تازه می گردد

به تیغ سینه صافی سرنوشت کارها دارم

بهار شعله ها از خون باران تازه می گردد

هلال حسرتم صبحم وصالم عالمی دارم

ز مرگ و زیستم غمهای یاران تازه می گردد

اسیر بیزبانم فرصت توفیقها دارم

ز صیدی گرد این چابک سواران تازه می گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۹خیال بت مرا بس در دل دیوانه می گردد
  2. شمارهٔ ۴۵۰گردیده ام اسیر دوا یا علی مدد
  3. شمارهٔ ۴۵۱مالک رقاب فتح و ظفر یا علی مدد
  4. شمارهٔ ۴۵۲ز خون دل چه قدرها چمن حنا بندد
  5. شمارهٔ ۴۵۳چو نیرنگ محبت چشم ارباب نظر بندد
  6. شمارهٔ ۴۵۴دلی نسیم به عید بهار می بندد
  7. شمارهٔ ۴۵۵ندیدم آن لب شیرین بخندد
  8. شمارهٔ ۴۵۶گل ویرانه عاشق به روی آب می خندد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.