پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی

غزلیات

۸۶۹ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۴۸۱ نزاکت اینقدر نی برگ گل نی یاسمن دارد
  2. شمارهٔ ۴۸۲ دل ما زخمی از مرهم ندارد
  3. شمارهٔ ۴۸۳ بیدل چه سراید به خیالی که ندارد
  4. شمارهٔ ۴۸۴ غبار عاشق اکسیر وفا در آستین دارد
  5. شمارهٔ ۴۸۵ ز رنگین شیوه ها گلزار بلبل آفرین دارد
  6. شمارهٔ ۴۸۶ به از درد او جان پناهی ندارد
  7. شمارهٔ ۴۸۷ نگه در دیده اندام تو دارد
  8. شمارهٔ ۴۸۸ نه اشک است اینکه بی یاد تو در چشمم غلو دارد
  9. شمارهٔ ۴۸۹ بوی گل و روی ماه دارد
  10. شمارهٔ ۴۹۰ هر دل که غم همیشه دارد
  11. شمارهٔ ۴۹۱ دل زخم که جان داغ که گل خار که دارد
  12. شمارهٔ ۴۹۲ تغافل در نگه پنهان که دارد
  13. شمارهٔ ۴۹۳ محبت در غم بیدردی آزادم نگه دارد
  14. شمارهٔ ۴۹۴ زاهد از سبحه رشته ای دارد
  15. شمارهٔ ۴۹۵ فقر هم خودنمایی ای دارد
  16. شمارهٔ ۴۹۶ حباب با دل من آشنایی ای دارد
  17. شمارهٔ ۴۹۷ شمع بزم تو دماغ از می شوخی دارد
  18. شمارهٔ ۴۹۸ ز خود هم می گریزد راز پنهان کسی دارد
  19. شمارهٔ ۴۹۹ ز ابر جلوه مهتاب تازگی دارد
  20. شمارهٔ ۵۰۰ دل به یاد تو زهر چاک هلالی دارد
  21. شمارهٔ ۵۰۱ گل پژمرده، رنگی غیر حسرت برنمی‌دارد
  22. شمارهٔ ۵۰۲ به بزم شیخ و برهمن نشستنی دارد
  23. شمارهٔ ۵۰۳ تماشای بهار عافیت گل چیدنی دارد
  24. شمارهٔ ۵۰۴ دلم ز دانه ناکشته دامنی دارد
  25. شمارهٔ ۵۰۵ گر دست هوای تو به دلها نگذارد
  26. شمارهٔ ۵۰۶ نه تنها صبر با کم آرزوی بیش نگذارد
  27. شمارهٔ ۵۰۷ اگر بینش ز مژگان پر برآرد
  28. شمارهٔ ۵۰۸ جذب نگهت جام می از تاک برآرد
  29. شمارهٔ ۵۰۹ خواب اگر پی به سرگریه شبگیر آرد
  30. شمارهٔ ۵۱۰ دلم وحشی شود رازش اگر لب بر زبان آرد
  31. شمارهٔ ۵۱۱ مگو کشتن بلایی بر سر منصور می‌آرد
  32. شمارهٔ ۵۱۲ کو قاصدی که نامه به باد صبا برد
  33. شمارهٔ ۵۱۳ پروانه چراغ وفا پر کجا برد
  34. شمارهٔ ۵۱۴ سودای تو ما را به تمنای دگر برد
  35. شمارهٔ ۵۱۵ رنگی که حسن از دل نومید می برد
  36. شمارهٔ ۵۱۶ کلفت زخاطرم دل بیدار می برد
  37. شمارهٔ ۵۱۷ خط رسید آن چشم و آن ابرو همان دل می‌برد
  38. شمارهٔ ۵۱۸ از من و بلبل صبا صبر و تحمل می برد
  39. شمارهٔ ۵۱۹ چنگ دل از نغمه‌ای نی از نوایی می‌برد
  40. شمارهٔ ۵۲۰ کی دل کلید راز به دست زبان سپرد
  41. شمارهٔ ۵۲۱ بسکه دارم به دل محبت درد
  42. شمارهٔ ۵۲۲ کی قیامت در نظر با این تماشا بگذرد
  43. شمارهٔ ۵۲۳ نیست درویش آنکه از تاراج عزت بگذرد
  44. شمارهٔ ۵۲۴ یاد چشمت سرگران تا چند از دل بگذرد
  45. شمارهٔ ۵۲۵ گر آسمان زکینه دیرینه بگذرد
  46. شمارهٔ ۵۲۶ نه همین گرد ره شوق ز صرصر گذرد
  47. شمارهٔ ۵۲۷ در دلم یاد یار می گذرد
  48. شمارهٔ ۵۲۸ کسی که در دل خود از نیاز می‌گذرد
  49. شمارهٔ ۵۲۹ آفتی وام می توانم کرد
  50. شمارهٔ ۵۳۰ ترک غمت از کشتن و بستن نتوان کرد
  51. شمارهٔ ۵۳۱ رخی از باده رخشان می توان کرد
  52. شمارهٔ ۵۳۲ گریبان رشک گلشن می توان کرد
  53. شمارهٔ ۵۳۳ وفا با خاکساری می توان کرد
  54. شمارهٔ ۵۳۴ هشیاریم از یاد تو بیهوش برآورد
  55. شمارهٔ ۵۳۵ دلی کجاست که سامان عیش ما گیرد
  56. شمارهٔ ۵۳۶ زبان ناله پر از شوخی تحریر می گیرد
  57. شمارهٔ ۵۳۷ ز اشکم غنچه در هرجا گلاب رنگ می‌گیرد
  58. شمارهٔ ۵۳۸ وفا به مهر و عداوت به کین نمی‌ارزد
  59. شمارهٔ ۵۳۹ سررشته جنون ره اهل هوس نزد
  60. شمارهٔ ۵۴۰ نیم داغ گلی تا هر دو رویم یک هوا سوزد

متن اشعار به نقل از گنجور.