پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی

غزلیات

۸۶۹ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۵۴۱ دل رمیده به صد آب و تاب می سوزد
  2. شمارهٔ ۵۴۲ نه همین نامه چو شمع از خبرم می سوزد
  3. شمارهٔ ۵۴۳ جنون هر لحظه چون تاکم به تارک خاک می‌ریزد
  4. شمارهٔ ۵۴۴ توفیق در این بادیه رهبر نشناسد
  5. شمارهٔ ۵۴۵ دیوانه او غیر تحمل نشناسد
  6. شمارهٔ ۵۴۶ جان سختی دلم را بیداد می شناسد
  7. شمارهٔ ۵۴۷ گریختم که به گرد ره تو کس نرسد
  8. شمارهٔ ۵۴۸ گذشته ایم ز سر تا به نقش پا چه رسد
  9. شمارهٔ ۵۴۹ جایی که حکم ناله شبگیر می رسد
  10. شمارهٔ ۵۵۰ شوق ره گم کرده‌ای از وادیِ دل می‌رسد
  11. شمارهٔ ۵۵۱ دل اگر گم شده دلدار سلامت باشد
  12. شمارهٔ ۵۵۲ کسی که داغ جنونش طراز سر باشد
  13. شمارهٔ ۵۵۳ نوبهار است به میخانه مبارک باشد
  14. شمارهٔ ۵۵۴ نگه یار گریبان تو باشد
  15. شمارهٔ ۵۵۵ جنون داغی ز سودای تو باشد
  16. شمارهٔ ۵۵۶ خوشا آن دل که سرگرم غمِ جانانه‌ای باشد
  17. شمارهٔ ۵۵۷ جنون فسرده دلم را طبیب خواهد شد
  18. شمارهٔ ۵۵۸ اگر با دیده اعجاز محبت یار خواهد شد
  19. شمارهٔ ۵۵۹ دمی که از نگهت سرمه ستم نکشد
  20. شمارهٔ ۵۶۰ دیوانه تو بار محبت نمی کشد
  21. شمارهٔ ۵۶۱ بسکه دامان حجاب از الفت من می کشد
  22. شمارهٔ ۵۶۲ ز آسمان محبت چه وحی نازل شد
  23. شمارهٔ ۵۶۳ عالم از جلوه تو خرم شد
  24. شمارهٔ ۵۶۴ گرچه مجنون را محبت از هوس زایل نشد
  25. شمارهٔ ۵۶۵ مرا چون غنچه هردم چاک دل از چاک می‌جوشد
  26. شمارهٔ ۵۶۶ در محبت اشک و آه بی محابا را چه شد
  27. شمارهٔ ۵۶۷ می کنم پرواز ذوق جانفشانی را چه شد
  28. شمارهٔ ۵۶۸ ز خوی سرکشی دل در بر امّید می‌رقصد
  29. شمارهٔ ۵۶۹ تیغ بر کفش دیدم خون من به جوش آمد
  30. شمارهٔ ۵۷۰ رفتم از هوش نگاه که به یادم آمد
  31. شمارهٔ ۵۷۱ کو ذره ای که صد خور بار جفا نداند
  32. شمارهٔ ۵۷۲ چشم ما پاک بود پاک حیا می داند
  33. شمارهٔ ۵۷۳ دل آتش‌پرستم شعله از اخگر نمی‌داند
  34. شمارهٔ ۵۷۴ به دل اضطرابی دعا می رساند
  35. شمارهٔ ۵۷۵ شکفتن در ریاض خاطرم بیکار می‌ماند
  36. شمارهٔ ۵۷۶ دل شکاران که مرا بی سر و پا ساخته اند
  37. شمارهٔ ۵۷۷ مشتی از خاکستر پروانه پیدا کرده اند
  38. شمارهٔ ۵۷۸ همچو خس آیینه پرداز شرارم کرده اند
  39. شمارهٔ ۵۷۹ دوستان فکری به حالم کرده اند
  40. شمارهٔ ۵۸۰ پاک بینان الفتی با داغ پنهان کرده اند
  41. شمارهٔ ۵۸۱ از دلم روزی که طرح روزگار انداختند
  42. شمارهٔ ۵۸۲ عشق نگشوده طلسمی است که بر دل بستند
  43. شمارهٔ ۵۸۳ به دلم بال و پر ناله کشیدن دادند
  44. شمارهٔ ۵۸۴ فریب جلوه مستانه دادند
  45. شمارهٔ ۵۸۵ تا دل مست تو را داغ وفا بخشیدند
  46. شمارهٔ ۵۸۶ عاجزان چون نام غیرت می برند
  47. شمارهٔ ۵۸۷ از وفا صافدلانی که می ناب خورند
  48. شمارهٔ ۵۸۸ بیدلان ملک وفا را نه به خاتم گیرند
  49. شمارهٔ ۵۸۹ عشق اول بر دل غم پرور آتش می زند
  50. شمارهٔ ۵۹۰ خاموشی از ترانه ما جوش می زند
  51. شمارهٔ ۵۹۱ گه نگاهش کاروان چشم آهو می‌زند
  52. شمارهٔ ۵۹۲ آنانکه هوس مائده کام شناسند
  53. شمارهٔ ۵۹۳ سرمه‌ای هر جا به چشم داغ سودا می‌کشند
  54. شمارهٔ ۵۹۴ دیده را شوخی چشمت دل بیتاب کند
  55. شمارهٔ ۵۹۵ به تغافل اگرم چشم تو رسوا نکند
  56. شمارهٔ ۵۹۶ همه دَردیم تا دوا چه کند
  57. شمارهٔ ۵۹۷ صف مژگان تو دل را چمن سینه کند
  58. شمارهٔ ۵۹۸ خرم کسی که دل به غمت شاد می‌کند
  59. شمارهٔ ۵۹۹ خار گلزار وفا گل می‌کند
  60. شمارهٔ ۶۰۰ رشک حسنت خار در پیراهن گل می‌کند

متن اشعار به نقل از گنجور.