پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹۸

خرم کسی که دل به غمت شاد می‌کند

گلزار خاطری که تو را یاد می‌کند

صید مراد اگر نشود رام من چه باک

خون در دلم تغافل صیاد می‌کند

گفتم نهان کنم ز تو هم راز دل چه سود

از دور زخم تیغ تو فریاد می‌کند

امروز کس به همت سرو قد تو نیست

هر بنده‌ای که می‌خرد آزاد می‌کند

شد شاد از او دگر دل غم‌دیدهٔ اسیر

دور از غم آن دلی که دلی شاد می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۰رشک حسنت خار در پیراهن گل می‌کند
  2. شمارهٔ ۶۰۱در گلستان جگر داغ تو بس گل می‌کند
  3. شمارهٔ ۶۰۲نیرنگ باده رفع حجابم نمی کند
  4. شمارهٔ ۶۰۳در غمش تا سوختم بخت شرارم شد بلند
  5. شمارهٔ ۶۰۴در بزم چو با عارض پر نور نشیند
  6. شمارهٔ ۶۰۵یک سرنوشت طالع ما بی خطر نبود
  7. شمارهٔ ۶۰۶امشب که خیال رخ او شمع نظر بود
  8. شمارهٔ ۶۰۷چون دل ما گر دل یک قطره باران تنگ بود
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.