پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۲

نیرنگ باده رفع حجابم نمی کند

آتش جدا چو گوهر از آبم نمی کند

تا غافل از خیال تو شد داغ می شوم

کس چون دل فسرده کبابم نمی کند

در هجر و وصل منفعل هستی خودم

خجلت کدام روز خرابم نمی کند

گردیده موج ساغر می سرنوشت من

افسون توبه منع شرابم نمی کند

بیگانگی است خضر بیابان عشق اسیر

لب تشنه فریب سرابم نمی کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۴در بزم چو با عارض پر نور نشیند
  2. شمارهٔ ۶۰۵یک سرنوشت طالع ما بی خطر نبود
  3. شمارهٔ ۶۰۶امشب که خیال رخ او شمع نظر بود
  4. شمارهٔ ۶۰۷چون دل ما گر دل یک قطره باران تنگ بود
  5. شمارهٔ ۶۰۸دوش ساز ناله ام آهنگ بود
  6. شمارهٔ ۶۰۹گر دو روزی کامجو در عشق بی آرام بود
  7. شمارهٔ ۶۱۰گر سر و کار کسی با دل نبود
  8. شمارهٔ ۶۱۱سرکنم آوارگی منزل همان گیرم نبود
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.