پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۳

در غمش تا سوختم بخت شرارم شد بلند

خاک راهش تا شدم نام غبارم شد بلند

می رساند باده رنگین گل مستان به گل

وقت ساقی خوش کز او نام بهارم شد بلند

رفتم از بیهوده گردی تا به مقصد بی دلیل

آنقدر بیکار گردیدم که کارم شد بلند

شعله از خجلت ره سرچشمه اخگر گرفت

هر کجا تیغ زبان آبدارم شد بلند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۵یک سرنوشت طالع ما بی خطر نبود
  2. شمارهٔ ۶۰۶امشب که خیال رخ او شمع نظر بود
  3. شمارهٔ ۶۰۷چون دل ما گر دل یک قطره باران تنگ بود
  4. شمارهٔ ۶۰۸دوش ساز ناله ام آهنگ بود
  5. شمارهٔ ۶۰۹گر دو روزی کامجو در عشق بی آرام بود
  6. شمارهٔ ۶۱۰گر سر و کار کسی با دل نبود
  7. شمارهٔ ۶۱۱سرکنم آوارگی منزل همان گیرم نبود
  8. شمارهٔ ۶۱۲از جان که می شنید اگر حرف غم نبود
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.