پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۱

در گلستان جگر داغ تو بس گل می‌کند

آه من چون شمع از سوز نفس گل می‌کند

نشکفد از سیر گلشن غنچه دل‌های تنگ

نخل امید اسیران در قفس گل می‌کند

گر به یاد روی آتشناک او بارم سرشک

از نم اشکم در آتش خار و خس گل می‌کند

در جگر گل‌های زخم تازه از غیرت شکفت

اول آن نخلی که باشد پیشرس گل می‌کند

گر سحاب از چشم تر خیزد ز فیض عشق اسیر

بحر را در شاخسار موج خس گل می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۳در غمش تا سوختم بخت شرارم شد بلند
  2. شمارهٔ ۶۰۴در بزم چو با عارض پر نور نشیند
  3. شمارهٔ ۶۰۵یک سرنوشت طالع ما بی خطر نبود
  4. شمارهٔ ۶۰۶امشب که خیال رخ او شمع نظر بود
  5. شمارهٔ ۶۰۷چون دل ما گر دل یک قطره باران تنگ بود
  6. شمارهٔ ۶۰۸دوش ساز ناله ام آهنگ بود
  7. شمارهٔ ۶۰۹گر دو روزی کامجو در عشق بی آرام بود
  8. شمارهٔ ۶۱۰گر سر و کار کسی با دل نبود
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.