پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸۳

به دلم بال و پر ناله کشیدن دادند

قفس سینه به تاراج پریدن دادند

اثری گوشزد گریه شکاران کردند

شوق را حوصله سینه دریدن دادند

کسی از باغ ادب غنچه نظاره نچید

دیده نشنید اگر رخصت دیدن دادند

هیچ حاصل نشد از مزرعه نشو و نما

دانه بسیار به تاراج دمیدن دادند

صید ما را نمک الفت صیاد گرفت

ورنه در دام و قفس شوق پریدن دادند

سعی اگر خضر شود پای طلب سد ره است

رهروی را که نه توفیق رسیدن دادند

تا محبت نمک قصه ما گشت اسیر

خواب را لذت افسانه شنیدن دادند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸۵تا دل مست تو را داغ وفا بخشیدند
  2. شمارهٔ ۵۸۶عاجزان چون نام غیرت می برند
  3. شمارهٔ ۵۸۷از وفا صافدلانی که می ناب خورند
  4. شمارهٔ ۵۸۸بیدلان ملک وفا را نه به خاتم گیرند
  5. شمارهٔ ۵۸۹عشق اول بر دل غم پرور آتش می زند
  6. شمارهٔ ۵۹۰خاموشی از ترانه ما جوش می زند
  7. شمارهٔ ۵۹۱گه نگاهش کاروان چشم آهو می‌زند
  8. شمارهٔ ۵۹۲آنانکه هوس مائده کام شناسند
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.