پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸۶

عاجزان چون نام غیرت می برند

جوهر از شمشیر نصرت می برند

تحفه رنگ آمیزی خجلت بس است

گر به درگاه شفاعت می برند

در تحمل بیقراری بیشتر

صبرکیشان عرض طاقت می برند

دل به غارت داده سربازان عشق

رنگ از روی نصیحت می برند

داد از این وحشی نگاهان کز فسون

خویش را از یاد الفت می برند

صرفه در جولان بیباکانه نیست

خاکساران پی به عزت می برند

حال ما گر قدسیان دانند اسیر

دل زهم در وقت فرصت می برند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸۸بیدلان ملک وفا را نه به خاتم گیرند
  2. شمارهٔ ۵۸۹عشق اول بر دل غم پرور آتش می زند
  3. شمارهٔ ۵۹۰خاموشی از ترانه ما جوش می زند
  4. شمارهٔ ۵۹۱گه نگاهش کاروان چشم آهو می‌زند
  5. شمارهٔ ۵۹۲آنانکه هوس مائده کام شناسند
  6. شمارهٔ ۵۹۳سرمه‌ای هر جا به چشم داغ سودا می‌کشند
  7. شمارهٔ ۵۹۴دیده را شوخی چشمت دل بیتاب کند
  8. شمارهٔ ۵۹۵به تغافل اگرم چشم تو رسوا نکند
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.