پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹۳

سرمه‌ای هر جا به چشم داغ سودا می‌کشند

مشتی از خاکستر افسردهٔ ما می‌کشند

شبنم توفیق را سامان ابر رحمت است

اهل دل کی انتظار مزد فردا می‌کشند

پاک‌بینان کز ره غفلت غبار انگیختند

سرمهٔ عبرت به چشم اهل دنیا می‌کشند

جذبه‌ای دارند دور افتادگان کز هر قدم

خار صد فرسنگ را از پای صحرا می‌کشند

اهل دل کز گریه عالم را گلستان کرده‌اند

پرده چشم تری بر روی دریا می‌کشند

جذبه در کار است اگر منزل و گر آوارگی

در بیابان انتظار خضر بی‌جا می‌کشند

گر شهیدانش به عمر جاودان راضی شوند

بزم رنگینی به روی خضر و عیسی می‌کشند

ما اسیران محبت صید دام الفتیم

صورت پرواز ما بر بال عنقا می‌کشند

گل‌رخان از بس که می‌دانند قدر ما اسیر

بار شبنم از غبار خاطر ما می‌کشند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹۵به تغافل اگرم چشم تو رسوا نکند
  2. شمارهٔ ۵۹۶همه دَردیم تا دوا چه کند
  3. شمارهٔ ۵۹۷صف مژگان تو دل را چمن سینه کند
  4. شمارهٔ ۵۹۸خرم کسی که دل به غمت شاد می‌کند
  5. شمارهٔ ۵۹۹خار گلزار وفا گل می‌کند
  6. شمارهٔ ۶۰۰رشک حسنت خار در پیراهن گل می‌کند
  7. شمارهٔ ۶۰۱در گلستان جگر داغ تو بس گل می‌کند
  8. شمارهٔ ۶۰۲نیرنگ باده رفع حجابم نمی کند
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.