پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸۰

پاک بینان الفتی با داغ پنهان کرده اند

جای گل چون شعله آتش در گریبان کرده اند

فیضها دارد شب ناکامی ما در کمین

هر طرف صبحی در این ویرانه پنهان کرده اند

از نسیم صبح آب خنده گل می چکد

فیض را یک باغبان این گلستان کرده اند

سایه هر برگ این گلزار ابر رحمت است

کشته تیغ که را در خاک پنهان کرده اند

رنج راحت می کند دیوانه ام را تر دماغ

گل به دامنها به جای سنگ طفلان کرده اند

کعبه جویان سرگذشت شوق می دانند اسیر

جشنها در پای هر خار مغیلان کرده اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸۲عشق نگشوده طلسمی است که بر دل بستند
  2. شمارهٔ ۵۸۳به دلم بال و پر ناله کشیدن دادند
  3. شمارهٔ ۵۸۴فریب جلوه مستانه دادند
  4. شمارهٔ ۵۸۵تا دل مست تو را داغ وفا بخشیدند
  5. شمارهٔ ۵۸۶عاجزان چون نام غیرت می برند
  6. شمارهٔ ۵۸۷از وفا صافدلانی که می ناب خورند
  7. شمارهٔ ۵۸۸بیدلان ملک وفا را نه به خاتم گیرند
  8. شمارهٔ ۵۸۹عشق اول بر دل غم پرور آتش می زند
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.