پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۸

همچو خس آیینه پرداز شرارم کرده اند

همچو جوهر وقف تیغ آبدارم کرده اند

تا کنم پرواز بال از زخم تیغم داده اند

تا سبک برخیزم از پستی غبارم کرده اند

دور گرد صیدگاه التفاتم دیده اند

وز تغافلهای پی در پی شکارم کرده اند

بهر زهر آشامی غم کام تلخم داده اند

از برای ترکتاز شعله خارم کرده اند

بلبل و پروانه از بس پاکبازم دیده اند

از هوا داری گل آتش نثارم کرده اند

خضر راه من به کوی آشنا بیگانگی است

بحر آشوب فراق بیقرارم کرده اند

تا نگردد خضر راه قرب من بیگانگی

از قرار آشنایی بیقرارم کرده اند

بار بی برگی به نخل باغ عیشم داده اند

خون سرسبزی طراز نوبهارم کرده اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸۰پاک بینان الفتی با داغ پنهان کرده اند
  2. شمارهٔ ۵۸۱از دلم روزی که طرح روزگار انداختند
  3. شمارهٔ ۵۸۲عشق نگشوده طلسمی است که بر دل بستند
  4. شمارهٔ ۵۸۳به دلم بال و پر ناله کشیدن دادند
  5. شمارهٔ ۵۸۴فریب جلوه مستانه دادند
  6. شمارهٔ ۵۸۵تا دل مست تو را داغ وفا بخشیدند
  7. شمارهٔ ۵۸۶عاجزان چون نام غیرت می برند
  8. شمارهٔ ۵۸۷از وفا صافدلانی که می ناب خورند
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.