پرش به محتوای اصلی
سعیدا

سعیدا

غزلیات

۵۸۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ چو بو دهد صبحم به دست باد صبا
  2. شمارهٔ ۲ مرا دردی است بی درمان که نی سر دارد و نی پا
  3. شمارهٔ ۳ مردمی، فهم، ادا، ترس خدا، رحم بجا
  4. شمارهٔ ۴ نه همین طوق گلو حلقهٔ جام است اینجا
  5. شمارهٔ ۵ به رخ مهر جهان آرا به گیسو چون شب یلدا
  6. شمارهٔ ۶ گداخت سیم وش آن شوخ سیمبر ما را
  7. شمارهٔ ۷ الهی حل مگردان تا قیامت مشکل ما را
  8. شمارهٔ ۸ سودم به خاک پایش روی نیاز خود را
  9. شمارهٔ ۹ حکم سخن ندادم هر دم زبان خود را
  10. شمارهٔ ۱۰ عشق عالمسوز ما بر هم زند تدبیر را
  11. شمارهٔ ۱۱ تا شانه شد مشاطه گر آن زلف عنبربیز را
  12. شمارهٔ ۱۲ مصور چون به تصویر آورد موی میانش را
  13. شمارهٔ ۱۳ پاس گر می داشتم شب های تار خویش را
  14. شمارهٔ ۱۴ بیرون ز سینه طرح مینداز داغ را
  15. شمارهٔ ۱۵ در فصل غیر یافته ام من وصال را
  16. شمارهٔ ۱۶ تا شد حکیمم عشق او با درد شد الفت مرا
  17. شمارهٔ ۱۷ لب وانشد به ذکر، ز بیم ریا مرا
  18. شمارهٔ ۱۸ همچو ساغر تا به لب همدم نمی‌سازد مرا
  19. شمارهٔ ۱۹ دست گیرید ساغر غم را
  20. شمارهٔ ۲۰ انگشت تعرض نرسیده سخنم را
  21. شمارهٔ ۲۱ مکن سؤال ز هر بی وفا وفای مرا
  22. شمارهٔ ۲۲ به آب دیده کنم سبز، خط ریحان را
  23. شمارهٔ ۲۳ زمین شوره، ای جان، کی شناسد قدر باران را؟
  24. شمارهٔ ۲۴ نیت قرآن بستم طوف کوی جانان را
  25. شمارهٔ ۲۵ چین فدا باد زلف پرچین را
  26. شمارهٔ ۲۶ هر که دارد دل چون آینه سیمای تو را
  27. شمارهٔ ۲۷ نتوان یافت به خود منزل و مأوای تو را
  28. شمارهٔ ۲۸ تا کمند وحدت دل کرده ام موی تو را
  29. شمارهٔ ۲۹ نمی دانم چرا کج بسته اند آیین ابرو را
  30. شمارهٔ ۳۰ خط یاقوت لعلش تا نمود آن مصحف رو را
  31. شمارهٔ ۳۱ ز مجنون پرس اگر خواهی سراغ چشم آهو را
  32. شمارهٔ ۳۲ راه رفتن کس نفرماید ز پا افتاده را
  33. شمارهٔ ۳۳ بشکند آن تندخو چون آستین جامه را
  34. شمارهٔ ۳۴ راه در معموره ها گر نیست این دیوانه را
  35. شمارهٔ ۳۵ رفتار محال است ز کوی تو کسی را
  36. شمارهٔ ۳۶ شد عمرها که از نظر افتاده خواب ما
  37. شمارهٔ ۳۷ نیست دل مأیوس دارد در پی خود روز، شب
  38. شمارهٔ ۳۸ ما را اگرچه [خوار] نمود افتقار ما
  39. شمارهٔ ۳۹ بی غم نفسی نیست دل باخبر ما
  40. شمارهٔ ۴۰ جلا می دهد سینه را اخگر ما
  41. شمارهٔ ۴۱ برتر از عرش است ای عشاق، سِیران شما
  42. شمارهٔ ۴۲ جامع رشک جنان فیض اثر دیدیم ما
  43. شمارهٔ ۴۳ رو به هر کوهی نماید طور می‌دانیم ما
  44. شمارهٔ ۴۴ چون تیر پیچ و تاب ندارد کمان ما
  45. شمارهٔ ۴۵ برد آرزو خرمن ما خوشه چین ما
  46. شمارهٔ ۴۶ جز لاله نیست چشم سیاهی به راه ما
  47. شمارهٔ ۴۷ بیجا نمی خلد به دلی تیر آه ما
  48. شمارهٔ ۴۸ شور عشق است و جنون حاصل و سرمایهٔ ما
  49. شمارهٔ ۴۹ بی رمز درد، کس نشود آشنای ما
  50. شمارهٔ ۵۰ ظهور نعمت منعم بود گدایی ما
  51. شمارهٔ ۵۱ ای خیره چو نرگس ز جمال تو نظرها
  52. شمارهٔ ۵۲ نگاهی جانب ما کن که قربانت شود جان‌ها
  53. شمارهٔ ۵۳ سرگشتهٔ تو خم نکند سر به هیچ باب
  54. شمارهٔ ۵۴ با تهی دستی علو همت است این از حباب
  55. شمارهٔ ۵۵ تا کجا رفتار دلجوی تو را دیده است آب
  56. شمارهٔ ۵۶ روشنگر زمان و زمین است آفتاب
  57. شمارهٔ ۵۷ در خم هر حلقهٔ زلفش رهین است آفتاب
  58. شمارهٔ ۵۸ کاکل کمند زلف تو شد دام آفتاب
  59. شمارهٔ ۵۹ ساقی مکن دریغ ز پیر و جوان شراب
  60. شمارهٔ ۶۰ عشق پرشور است و ما پراضطراب

متن اشعار به نقل از گنجور.