پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۵

رفتار محال است ز کوی تو کسی را

نبود گذر از یک سر موی تو کسی را

از عکس تو عکسی است در آیینهٔ اوهام

ور نه خبری نیست ز روی تو کسی را

مشکل که تو را بیند و از جا نرود کس

چون یاد کند شیفته بوی تو کسی را

در هر صفت از خویش برون رفتم و دیدم

جز ذات تو ره نیست به سوی تو کسی را

فریاد و فغان کار سعیداست به کویت

ورنه سخنی نیست ز خوی تو کسی را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷نیست دل مأیوس دارد در پی خود روز، شب
  2. شمارهٔ ۳۸ما را اگرچه [خوار] نمود افتقار ما
  3. شمارهٔ ۳۹بی غم نفسی نیست دل باخبر ما
  4. شمارهٔ ۴۰جلا می دهد سینه را اخگر ما
  5. شمارهٔ ۴۱برتر از عرش است ای عشاق، سِیران شما
  6. شمارهٔ ۴۲جامع رشک جنان فیض اثر دیدیم ما
  7. شمارهٔ ۴۳رو به هر کوهی نماید طور می‌دانیم ما
  8. شمارهٔ ۴۴چون تیر پیچ و تاب ندارد کمان ما
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.