پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۹

بی غم نفسی نیست دل باخبر ما

زخمی است که سوزد به دل ما جگر ما

دیدیم که این چشم به آن روی سزا نیست

برخاسته منظور ز پیش نظر ما

ما شعله نماییم ولی تشنه نوازیم

چون ابر چکد آب ز برق شرر ما

شمشیر خجالت که کشد لاف درونان

بی رنگ برآید ز جگر نیشتر ما

می گفت به جان دوش سعیدا دل محزون

زینهار که از خود نروی بی خبر ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱برتر از عرش است ای عشاق، سِیران شما
  2. شمارهٔ ۴۲جامع رشک جنان فیض اثر دیدیم ما
  3. شمارهٔ ۴۳رو به هر کوهی نماید طور می‌دانیم ما
  4. شمارهٔ ۴۴چون تیر پیچ و تاب ندارد کمان ما
  5. شمارهٔ ۴۵برد آرزو خرمن ما خوشه چین ما
  6. شمارهٔ ۴۶جز لاله نیست چشم سیاهی به راه ما
  7. شمارهٔ ۴۷بیجا نمی خلد به دلی تیر آه ما
  8. شمارهٔ ۴۸شور عشق است و جنون حاصل و سرمایهٔ ما
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.