پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۷

بیجا نمی خلد به دلی تیر آه ما

مژگان چشم آبله شد خار راه ما

از عجز ما همیشه قوی رشک می برد

با برق می زند دو برابر گیاه ما

یک نکته ای است در نظر اهل معرفت

از خط سرنوشت شکست کلاه ما

از خشم چرخ و کشمکش دست روزگار

شد چون کمان شکستگی ما پناه ما

جایی که چشم عفو تو مژگان به هم زند

در دیدهٔ [صواب] نشیند گناه ما

چون خط و خال، زینت روی دو عالم است

سودای مفلسانه و فقر سیاه ما

تا بوسه دست داده سعیدا به پای او

ساییده است سر به ثریا کلاه ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹بی رمز درد، کس نشود آشنای ما
  2. شمارهٔ ۵۰ظهور نعمت منعم بود گدایی ما
  3. شمارهٔ ۵۱ای خیره چو نرگس ز جمال تو نظرها
  4. شمارهٔ ۵۲نگاهی جانب ما کن که قربانت شود جان‌ها
  5. شمارهٔ ۵۳سرگشتهٔ تو خم نکند سر به هیچ باب
  6. شمارهٔ ۵۴با تهی دستی علو همت است این از حباب
  7. شمارهٔ ۵۵تا کجا رفتار دلجوی تو را دیده است آب
  8. شمارهٔ ۵۶روشنگر زمان و زمین است آفتاب
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.