پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۵۶

روشنگر زمان و زمین است آفتاب

یک صفحه از کتاب مبین است آفتاب

تا جوهر وجود تو آمد به روی کار

ماه است آسمان و زمین است آفتاب

در پاکی وجود تو حرفی ندیده است

گوید کسی چنان و چنین است آفتاب؟

چون گوی در سراسر میدان آسمان

پهلو نبرد گوشه نشین است آفتاب

خوش گو سخن به پستی قدرت نظر مکن

دل آسمان و فکر، زمین است آفتاب

سالک خیال و راه خدا آسمان دل

شک و گمان ستاره یقین است آفتاب

یک دلبری است لیک به هنگام مهر و قهر

آن است گاه ماه گه این است آفتاب

دور از حقیقت است سعیدا مجاز بین

چون بگذرد ز ماه قرین است آفتاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸کاکل کمند زلف تو شد دام آفتاب
  2. شمارهٔ ۵۹ساقی مکن دریغ ز پیر و جوان شراب
  3. شمارهٔ ۶۰عشق پرشور است و ما پراضطراب
  4. شمارهٔ ۶۱در میان ما و او شد حسن بی پروا نقاب
  5. شمارهٔ ۶۲غنچه کی وامی کند چشم دل خود را ز خواب
  6. شمارهٔ ۶۳دیوانه شدم باز جنون می کنم امشب
  7. شمارهٔ ۶۴تو جان و من به جانت گشته طالب
  8. شمارهٔ ۶۵از پیر همت و کرمی ای جوان طلب
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.