پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۶۱

در میان ما و او شد حسن بی پروا نقاب

تابش خورشید بر خورشید شد پیدا نقاب

روز محشر روی او از هیچ کس پوشیده نیست

می شود خجلت به چشم عاصیان فردا نقاب

آسمان در فکر دیدارش سراپا دیده شد

تا مبادا افکند از روی مه سیما نقاب

خوشتر از دل نیست جای ذکر جانان هوش دار

دختر رز را نباشد بهتر از مینا نقاب

تا نپوشی چشم از جان، گوهرت ناید به دست

دیدن او را به ما شد دیدهٔ بینا نقاب

وسمه ننگ است ابروش را سرمه عار دیده اش

دلبری را بسته از رنگ حنا بر پا نقاب

اشک ما اکثر حجاب دیدهٔ ما می شود

همچو موج بحر گاهی بر رخ دریا نقاب

مبدأ درمان و درد خویش می دانیم کیست

حکمت حق را نباشد بوعلی سینا نقاب

عارف از آگاهی دایم سعیدا عارف است

یا غیر دوست باشد بر دل دانا نقاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳دیوانه شدم باز جنون می کنم امشب
  2. شمارهٔ ۶۴تو جان و من به جانت گشته طالب
  3. شمارهٔ ۶۵از پیر همت و کرمی ای جوان طلب
  4. شمارهٔ ۶۶شبی که مست بیاید به خواب من مطلوب
  5. شمارهٔ ۶۷روی تو چو از پیش نظر پرده برانداخت
  6. شمارهٔ ۶۸صبحدم شیری که مهر دایه ام در کام ریخت
  7. شمارهٔ ۶۹گفتگوی حشر راحت از دل دیوانه ریخت
  8. شمارهٔ ۷۰در بزم عشق نشئهٔ تأثیر صحبت است
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.