پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۶۷

روی تو چو از پیش نظر پرده برانداخت

آتشکدهٔ مهر به دور قمر انداخت

بی روی تو هر قطرهٔ اشکی که برون شد

از دل همه را دیدهٔ من از نظر انداخت

در عین سخن خندهٔ آن لب نه ز عقل است

از مستی بسیار نمک در شکر انداخت

از عاشق بیچاره چه خواهند که بلبل

یک مشت پری داشت در این رهگذر انداخت

هر حلقه که کوتاه شد از دام کمندی

واکرد از آن زلف و گره در کمر انداخت

طبع تو اگر کان نمک نیست سعیدا

پس شور چرا شعر تو در بحر و بر انداخت؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹گفتگوی حشر راحت از دل دیوانه ریخت
  2. شمارهٔ ۷۰در بزم عشق نشئهٔ تأثیر صحبت است
  3. شمارهٔ ۷۱نازک دلی که آینه دار نزاکت است
  4. شمارهٔ ۷۲باده نوشی و غزلخوانی دیوانه بجاست
  5. شمارهٔ ۷۳یار را از من چه می‌پرسی بپرس از دل کجاست
  6. شمارهٔ ۷۴آه گرمی که به یاد تو ز دل ها برخاست
  7. شمارهٔ ۷۵به طوف کوی تو آن شب که دل ز جان برخاست
  8. شمارهٔ ۷۶حرف هر کس ز فکر خام خود است
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.