پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۷۴

آه گرمی که به یاد تو ز دل ها برخاست

مرده ای بود ز اعجاز مسیحا برخاست

نرگس از مستی چشم تو چنین شد بیمار

سرو آزاد به تعظیم تو از جا برخاست

هر کجا بزم طرب ساز تو شد از راه ادب

زود بنشست ز پا ساغر و مینا برخاست

به هوای گل رخسار تو از پردهٔ غیب

غنچه بیرون شد و نرگس به تماشا برخاست

هر دو جا رفتم و دیدم که ز بدنامی من

مؤمن از کعبه و کافر ز کلیسا برخاست

وای بر حال کسی کاو به جهان دل بربست

ای خوشا آن که به دل از سر دنیا برخاست

از سر کون و مکان از ته دل بر سر دل

به امیدی که نشینی تو سعیدا برخاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶حرف هر کس ز فکر خام خود است
  2. شمارهٔ ۷۷مدح رخ زیبای تو عنوان سعیداست
  3. شمارهٔ ۷۸هر آن دلی که به زلف بتی گرفتار است
  4. شمارهٔ ۷۹حلب شهر و نعیما شهریار است
  5. شمارهٔ ۸۰چون دل دلیل نیست تن و [دل] برابر است
  6. شمارهٔ ۸۱صورت اندیش کی از معنی ما باخبر است؟
  7. شمارهٔ ۸۲هر کجا مینا و جامی از می گلگون پر است
  8. شمارهٔ ۸۳دارم بتی و سجده اش ای دل نهانی بهتر است
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.