پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۸۰

چون دل دلیل نیست تن و [دل] برابر است

آبی که [تشنگی] نبرد گل برابر است

[جایی] که بحر وصل به گرداب [بیخودی] است

جام شراب و مرشد و کامل برابر است

مردی که [خو] به وادی حیرت گرفته است

صحرا و باغ و جاده و منزل برابر است

گر خیر از برای عوض می کنند خلق

پس در طمع کریم به سایل برابر است

عالم اگر شوی تو به «العلم نقطة»

دانی که مرکز حق و باطل برابر است

شاه و گدا چو مرد مساوی است زیر خاک

بر اسب یا پیاده به منزل برابر است

با توست یار، لیک سعیدا تو غافلی

دریا همیشه با لب ساحل برابر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲هر کجا مینا و جامی از می گلگون پر است
  2. شمارهٔ ۸۳دارم بتی و سجده اش ای دل نهانی بهتر است
  3. شمارهٔ ۸۴هر زمان دل را هوای کوی جانان بر سر است
  4. شمارهٔ ۸۵هر زمان بر سر پرشور هوای دگر است
  5. شمارهٔ ۸۶عاشقان را در جهان فکر و خیال دیگر است
  6. شمارهٔ ۸۷دل ناخدای بحر تماشای دیگر است
  7. شمارهٔ ۸۸به پیش چشم من دریا چه چیز است
  8. شمارهٔ ۸۹در خرابات مغانم جا بس است
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.