پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۸۴

هر زمان دل را هوای کوی جانان بر سر است

ذوق جانبازی است دل را تا مرا جان در بر است

کوه را خون جگر شد آب در راه فنا

شاهد این رمز، اندوه دل و چشم تر است

ای جمالت جنت و سرو قدت طوبای او

وی زنخدان تو زمزم، ای دهانت کوثر است

گر از‌ آن مژگان آن رخساره می خواهی مراد

نقد جانی هست اینک سنجر است و خنجر است

عقبهٔ هستی چو طی خواهی کنی میخانه رو

تا به ملک نیستی یک ساغر می رهبر است

عشقبازی گر نه آیین مسلمانی بود

اندرین بتخانه پس اول سعیدا کافر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶عاشقان را در جهان فکر و خیال دیگر است
  2. شمارهٔ ۸۷دل ناخدای بحر تماشای دیگر است
  3. شمارهٔ ۸۸به پیش چشم من دریا چه چیز است
  4. شمارهٔ ۸۹در خرابات مغانم جا بس است
  5. شمارهٔ ۹۰حرف آن لب شنفتنم هوس است
  6. شمارهٔ ۹۱هر شیوه ای که هست در این جا بجا خوش است
  7. شمارهٔ ۹۲از خس و خار حوادث قلب ما را کی صفاست
  8. شمارهٔ ۹۳باعث آمدن روح به ابدان، عشق است
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.