پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۹۲

از خس و خار حوادث قلب ما را کی صفاست

عقل تا در خانهٔ ما پیشوا و کدخداست

بی فنا کی دیدهٔ باطن شود بینا به حق

نیستی گردی است کان در چشم هستی توتیاست

هر که در چشم خلایق شد سبک در راه عشق

جذبهٔ مطلوب با او همچو کاه و کهرباست

خسته ما به ز قند و گل نگردد ای طبیب

زان شکر لب، حرف تلخی یاد اگر داری دواست

برنمی گردد کسی محروم از این در تا ابد

صاحب این خانه با بیگانگان هم آشناست

گفت دل گر عاشقی محنت سرا را در بکوب

گفتمش طاقت ندارم گفت عشقت پس هواست

شکرها دارد سعیدا از خدا در کارها

گرچه افتاده است دستش نارسا، طبعش رساست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴بی ظرف را شراب شرربار، مشکل است
  2. شمارهٔ ۹۵آن را که هوای رخ خوب تو تولاست
  3. شمارهٔ ۹۶آنچه می دانی تو در باطن نهان اظهار ماست
  4. شمارهٔ ۹۷آن خانه برانداز که خود راهبر ماست
  5. شمارهٔ ۹۸هر چیز که رو می دهد از ماست که بر ماست
  6. شمارهٔ ۹۹صافیدلی چو آینه در این زمان کم است
  7. شمارهٔ ۱۰۰آن آفرین جهان که نگهدار عالم است
  8. شمارهٔ ۱۰۱آن که نامش جان جانان است آن جانان ماست
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.