پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۹۱

هر شیوه ای که هست در این جا بجا خوش است

از گل صفا و رنگ ز بلبل نوا خوش است

یک دم حضور را به جهانی نمی دهیم

عالم به کام ماست اگر وقت ما خوش است

دلبر که یار شد مزه از عشق می رود

معشوق پرستیزه و ناآشنا خوش است

دل موج خیز گریه و چشمم ز خون پر است

ساقی بیار باده صفا و هوا خوش است

مجنون من زیاده جنون می کند ز پند

بی درد را کمان که به دردم دوا خوش است

خوش دولتی است خدمت مردان راه عشق

نشنیده ای که سایهٔ بال هما خوش است؟

بگذر ز کار عالم و بگذار با فلک

کاین خانهٔ نفاق به این کدخدا خوش است

سلطان به حال خویش سعیدا گر خوش است

غمگین مشو که نیز به حالش گدا خوش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳باعث آمدن روح به ابدان، عشق است
  2. شمارهٔ ۹۴بی ظرف را شراب شرربار، مشکل است
  3. شمارهٔ ۹۵آن را که هوای رخ خوب تو تولاست
  4. شمارهٔ ۹۶آنچه می دانی تو در باطن نهان اظهار ماست
  5. شمارهٔ ۹۷آن خانه برانداز که خود راهبر ماست
  6. شمارهٔ ۹۸هر چیز که رو می دهد از ماست که بر ماست
  7. شمارهٔ ۹۹صافیدلی چو آینه در این زمان کم است
  8. شمارهٔ ۱۰۰آن آفرین جهان که نگهدار عالم است
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.