پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۹۳

باعث آمدن روح به ابدان، عشق است

سبب معرفت حضرت انسان عشق است

آفتاب از نفس صبح محبت شد گرم

مرشد و پیشرو صاف ضمیران عشق است

مصر را یوسف ما کرد به عالم مشهور

سبب گرمی بازار عزیزان عشق است

ناشناسیم و در این خانه به عجز آمده ایم

منعمان راست سلام و به فقیران عشق است

یار بگشود سر زلف شب یلدا را

ای جگرسوختگان شام غریبان عشق است

هر که مرد است بجز عشق ندارد کاری

کسوت و کاسبی و پیشهٔ مردان عشق است

کی گرفتار به زلف و خم کاکل می شد

چه کند کس به میان سلسله جنبان عشق است

چه کنی گر نگذارند سعیدا آن جا

یار بی رحم، تو سودایی و دربان عشق است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۵آن را که هوای رخ خوب تو تولاست
  2. شمارهٔ ۹۶آنچه می دانی تو در باطن نهان اظهار ماست
  3. شمارهٔ ۹۷آن خانه برانداز که خود راهبر ماست
  4. شمارهٔ ۹۸هر چیز که رو می دهد از ماست که بر ماست
  5. شمارهٔ ۹۹صافیدلی چو آینه در این زمان کم است
  6. شمارهٔ ۱۰۰آن آفرین جهان که نگهدار عالم است
  7. شمارهٔ ۱۰۱آن که نامش جان جانان است آن جانان ماست
  8. شمارهٔ ۱۰۲نه همین خندهٔ گل از پی نشو است و نماست
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.