پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱

آن که نامش جان جانان است آن جانان ماست

آن که قربان می‌شود هردم به جانان، جان ماست

مشرب ما ترک دنیا، مذهب ما نفی غیر

دین ما اثبات حق و کفر ما ایمان ماست

ما به دشت بی‌خودی و بی‌غمی خو کرده‌ایم

صحبت اهل تکلف قید ما زندان ماست

خلعت ما خرقه و تاج کیانی ترک سر

مفلسی‌ها دستگاه، افتادگی‌ها شأن ماست

زنده می‌گردد دل افسرده از فریاد و آه

هرکجا چشمی است گریان، چشمهٔ حیوان ماست

زاد ما افلاس و راه ما طریق فقر [و] عشق

در جگر هرکس ندارد آه از یاران ماست

حیله‌های نفس دون ما را سعیدا [خوار] کرد

گر بمیرد نفس روبه، شیر در فرمان ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۳چه شور است این که در کاشانهٔ ماست
  2. شمارهٔ ۱۰۴جولانگه معنی دل هشیار نعیم است
  3. شمارهٔ ۱۰۵در خانه ای که جای کسی نیست جای ماست
  4. شمارهٔ ۱۰۶جفاهای نگاهش ظاهر از لب های خندان است
  5. شمارهٔ ۱۰۷جامه از رنگ و از گلشن بدن است
  6. شمارهٔ ۱۰۸وعظ ما ناگفتن است و درس ما ناخواندن است
  7. شمارهٔ ۱۰۹چشمم ز گریهٔ دل ناکام روشن است
  8. شمارهٔ ۱۱۰عقل هندوی میفروش من است
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.