پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷

جامه از رنگ و از گلشن بدن است

آفتابی به زیر پیرهن است

دل عاشق تمام آیینه است

جام می پای تا به سر دهن است

عالم از خاک سر برآوردند

مردهٔ ما هنوز بی کفن است

در کلیسای عشق و آیینش

هر که زنار بست برهمن است

هرچه دل خواست من به جان کردم

صاحب خانه آشنای من است

صبحدم ورد عندلیب چمن

یا گل و یاسمین و یاسمن است

با چنین اشک و پاره های جگر

هر کجا گریه می کنم چمن است

هر که از پا و سر خبر دارد

پای تا سر به قید خویشتن است

هر که پرورده شد در این مسلخ

عاقبت سر به پای خویشتن است

با سعیداست یار هر جا هست

ویس با ماست گرچه در یمن است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹چشمم ز گریهٔ دل ناکام روشن است
  2. شمارهٔ ۱۱۰عقل هندوی میفروش من است
  3. شمارهٔ ۱۱۱شرابخانهٔ معنی،‌دل بهوش من است
  4. شمارهٔ ۱۱۲فتادگی چو نگین، نقش دلنشین من است
  5. شمارهٔ ۱۱۳شادی هر دو جهان از دل غمگین من است
  6. شمارهٔ ۱۱۴خم در خروش و جوش ز خمیازهٔ من است
  7. شمارهٔ ۱۱۵آنچه در شش جهات گردون است
  8. شمارهٔ ۱۱۶در مبند بر رویم سجده گاه من این است
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.