پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۵

آنچه در شش جهات گردون است

بهر اثبات ذات بیچون است

آنچه آورده از عدم به وجود

به حقیقت نگر که موزون است

لیلیی را که نیستش طرفی

هر طرف صدهزار مجنون است

عارفان زان شدند دیوانه

که شناسش ز عقل بیرون است

هر نشانی کزو شود پیدا

مرو از جا که فعل واژون است

پیش علمش جهان و هرچه در اوست

به مثل همچو نقطه در نون است

هرچه در خانهٔ قدم ره یافت

از بلای حدوث مأمون است

نیست از معنیت خبر ورنه

نیک و بد آنچه هست مضمون است

نیست حد قیاس ذاتش را

او مبرا ز کم ز افزون است

عمر در چون چرا کنی ضایع؟

بازگشت که سوی بیچون است

تو مگو وقت رفت از دستم

آنچه آن وقت بود اکنون است

شاد کن خاطر سعیدا را

در فراق رخ تو محزون است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۷خم گر ز باده جرعه فشانی کند رواست
  2. شمارهٔ ۱۱۸از راه دیده دل بر جانان رود رواست
  3. شمارهٔ ۱۱۹گردون مروتی به فقیران نداشته است
  4. شمارهٔ ۱۲۰چشمش همین نه دین و دل از ما گرفته است
  5. شمارهٔ ۱۲۱آن [چشم] دل سیه که [زمامم] گرفته است
  6. شمارهٔ ۱۲۲کسی که چشم تو را شوخ و دلربا گفته است
  7. شمارهٔ ۱۲۳عمری است سرو تا به وفا ایستاده است
  8. شمارهٔ ۱۲۴در پی آن زلف ای دل چون تو بس افتاده است
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.