پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸

از راه دیده دل بر جانان رود رواست

این قطرهٔ فتاده به عمان رود رواست

آتش به باغ در زده امروز حسن او

پروانه هم به سیر گلستان رود رواست

با عاشقان پاک چه نسبت رقیب را

خود مرده ای میان شهیدان رود رواست

رفتم ز خویش تا بر جانان و گفتمش

گر عاشقی به کوی تو پنهان رود رواست

نبود عجب به گرد لبش خط نمود کرد

خضری اگر به چشمهٔ حیوان رود رواست

میل نسیم زلف تو دارد دل خراب

این کشتی شکسته به طوفان رود رواست

«حب الوطن» شرایط ایمان چو گفته اند

یوسف اگر به دیدن کنعان رود رواست

از خویش هر که را سر سودای رفتن است

گر سر به جیب و پای به دامان رود رواست

یوسف اگر ز دست زلیخای روزگار

پیراهن دریده به زندان رود رواست

از دستبرد عقل سعیدا در این زمان

مجنون اگر به کوه و بیابان رود رواست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰چشمش همین نه دین و دل از ما گرفته است
  2. شمارهٔ ۱۲۱آن [چشم] دل سیه که [زمامم] گرفته است
  3. شمارهٔ ۱۲۲کسی که چشم تو را شوخ و دلربا گفته است
  4. شمارهٔ ۱۲۳عمری است سرو تا به وفا ایستاده است
  5. شمارهٔ ۱۲۴در پی آن زلف ای دل چون تو بس افتاده است
  6. شمارهٔ ۱۲۵ز بس به راه تو دل بر سر دل افتاده است
  7. شمارهٔ ۱۲۶چشم او در بردن دل بی گناه افتاده است
  8. شمارهٔ ۱۲۷غم دماغم را پریشان کرده است
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.