پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲

کسی که چشم تو را شوخ و دلربا گفته است

خداش خیر دهد هر دو را بجا گفته است

غبار خاطر آیینه شد دمیدن خط

به سنگ کار کند حرف حق خدا گفته است

فلک سجود و ملایک درود عیسی عشق

کلیم، مطلب و جبریل این ندا گفته است

قدم به دیدهٔ آدم نه و ز عرش گداز

شبی که دلبر من با خدا ثنا گفته است

سلام من برسان ای صبا به شاه نجف

بگو سگ تو عجب نکته ای بجا گفته است

برای شاهد اخلاص اعتقاد ضمیرش

دو قطعه در غزل راه کربلا گفته است

هر آن کسی که بگوید که گفته این ابیات

روان بگو که سعیدای بینوا گفته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۴در پی آن زلف ای دل چون تو بس افتاده است
  2. شمارهٔ ۱۲۵ز بس به راه تو دل بر سر دل افتاده است
  3. شمارهٔ ۱۲۶چشم او در بردن دل بی گناه افتاده است
  4. شمارهٔ ۱۲۷غم دماغم را پریشان کرده است
  5. شمارهٔ ۱۲۸غافل از دین شیوهٔ خود رسم و آیین کرده است
  6. شمارهٔ ۱۲۹نگاه شوخ [و] دل ساده روبه‌رو شده است
  7. شمارهٔ ۱۳۰هوشیار ای دل که او مست می ناب آمده است
  8. شمارهٔ ۱۳۱آسمانم تکیه گاه من بدن گردیده است
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.