پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴

در پی آن زلف ای دل چون تو بس افتاده است

این عنان بگسسته کی در دست کس افتاده است؟

کی تمنا می برآید از دهان تنگ او؟

آرزو مرغی است در دام هوس افتاده است

شورش دل باعث حبس نفس گردیده است

ناله زنجیری است در پای نفس افتاده است

مرغ روحم قوت پرواز چون در خود بدید

از شکست بال و پر در این قفس افتاده است

این رسن تابی سعیدا چند با طول امل؟

پیش می خواهی روی کار تو پس افتاده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۶چشم او در بردن دل بی گناه افتاده است
  2. شمارهٔ ۱۲۷غم دماغم را پریشان کرده است
  3. شمارهٔ ۱۲۸غافل از دین شیوهٔ خود رسم و آیین کرده است
  4. شمارهٔ ۱۲۹نگاه شوخ [و] دل ساده روبه‌رو شده است
  5. شمارهٔ ۱۳۰هوشیار ای دل که او مست می ناب آمده است
  6. شمارهٔ ۱۳۱آسمانم تکیه گاه من بدن گردیده است
  7. شمارهٔ ۱۳۲عندلیب روح را تن آشیان گردیده است
  8. شمارهٔ ۱۳۳در محیط دین ز بس کشتی تبه گردیده است
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.