پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۳

در محیط دین ز بس کشتی تبه گردیده است

کعبه را زان جامه در ماتم سیه گردیده است

بسکه در عین گنه از دیده اشکم رفته است

چشم من سرچشمهٔ بحر گنه گردیده است

یک سر مو نیست خالی زلف از جان و دلی

چون نگردد سیر آن چشم سیه گردیده است

در طریق عشق ای بی درد هرگز پا منه

در پی ما سر ز سختی های ره گردیده است

از طلوع اختر طالع سعیدا سال هاست

یار ما در صبح مهر و شام مه گردیده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۵نور شکوه حق ز مقابل رسیده است
  2. شمارهٔ ۱۳۶عالم ز دستگاه کمالش نمونه ای است
  3. شمارهٔ ۱۳۷جنت ز سر کوی تو یک صحن خرابی است
  4. شمارهٔ ۱۳۸دلم به تیر ملامت نشانهٔ عجبی است
  5. شمارهٔ ۱۳۹گریه در بزم یار، بی ادبی است
  6. شمارهٔ ۱۴۰گل مست و بلبلان شاد امروز روز خوبی است
  7. شمارهٔ ۱۴۱آفتاب از نفس صبح قیامت اثری است
  8. شمارهٔ ۱۴۲گرچه زلفت به میان بسته به یک زنجیری است
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.