پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۵

نور شکوه حق ز مقابل رسیده است

وقت شکست آینهٔ دل رسیده است

آب ستادهٔ آینهٔ زنگ بسته است

بیچاره رهروی که به منزل رسیده است

ما را به عیب لاغری از صیدگه مران

کز تار سبحه فیض به صد دل رسیده است

تا گوهر وجود تو را نقش بسته است

جان محیط بر لب ساحل رسیده است

صد پیرهن عرق گل خورشید کرده است

تا میوهٔ وجود تو کامل رسیده است

تا شعله می زند به میان دامن سفر

صد کاروان شرار به منزل رسیده است

این خوش غزل به جذب سعیدای نقشبند

صائب ز بحر دل به انامل رسیده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۷جنت ز سر کوی تو یک صحن خرابی است
  2. شمارهٔ ۱۳۸دلم به تیر ملامت نشانهٔ عجبی است
  3. شمارهٔ ۱۳۹گریه در بزم یار، بی ادبی است
  4. شمارهٔ ۱۴۰گل مست و بلبلان شاد امروز روز خوبی است
  5. شمارهٔ ۱۴۱آفتاب از نفس صبح قیامت اثری است
  6. شمارهٔ ۱۴۲گرچه زلفت به میان بسته به یک زنجیری است
  7. شمارهٔ ۱۴۳گردون، گلیم کهنهٔ غمخانهٔ کسی است
  8. شمارهٔ ۱۴۴چاک پیراهن یار و نظر پاک، یکی است
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.