پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۲

گرچه زلفت به میان بسته به یک زنجیری است

در میان من و دیدار تو یک شبگیری است

این نه شمس است که هر روز تکاپو دارد

بلکه بگریخته از دست فنا نخجیری است

نقش دیبا نه پی زیب قبا بافته اند

بلکه هر نقش در او پنچهٔ دامنگیری است

طرفه جایی است جهان هر که در او می آید

تا در او هست پی کار و پی تدبیری است

چنگ در دامن شام و سحر و صبح بزن

منتظر باش که در هر نفسی تأثیر است

هر چه در مدح قدش گفته شود کوتاه است

سرو از ترکش آن سخت کمان یک تیری است

دو قدم در پی یک مرد خدا راست نرفت

نفس اماره سعیدا چه عجب بی پیری است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۴چاک پیراهن یار و نظر پاک، یکی است
  2. شمارهٔ ۱۴۵کرم عام تو با محرم و بیگانه یکی است
  3. شمارهٔ ۱۴۶فلک بر سر بی سران پرچمی است
  4. شمارهٔ ۱۴۷تنها نه خال عارض آن ماه، دیدنی است
  5. شمارهٔ ۱۴۸امروز که نوبهار معنی است
  6. شمارهٔ ۱۴۹همین نه شیوهٔ خوبان طریق خودرایی است
  7. شمارهٔ ۱۵۰نگشت کار ز بخت سیاهتاب، درست
  8. شمارهٔ ۱۵۱نشئهٔ آب حیات از لعل شکرکام اوست
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.