پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۹

همین نه شیوهٔ خوبان طریق خودرایی است

که گاه خشم و گهی رحم و گه خودآرایی است

گهی رود به حبش گه به چین کند مسکن

ز خال عارض او چشم عقل سودایی است

طریق معرفت دوست زهد و تقوی نیست

که تیزگامی و ناکامی است و بینایی است

چو آفتاب کسی روی دوست می بیند

که چشم حیرت او در بدر تماشایی است

زن است طالب دنیا و مرد عاشق دوست

برای آخرت امروز کار خنثایی است

ز موج خیز حوادث در اضطراب نه ایم

که کشتی دل ما مدتی است دریایی است

به پای خویش کسی کی رسد به کعبهٔ وصل

که قطع راه بیابان او جبین سایی است

فقیه مدرسه و لاف فقر این نه رواست

که گام اول این راه ترک دانایی است

نظر ز دیدن خوبان نمی توانم بست

که چشم مردم بی دین [و] دل تماشایی است

ظهور شعر سعیدا ز شورش عشق است

که نغمه‌سنجی هر نای از دم نایی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۱نشئهٔ آب حیات از لعل شکرکام اوست
  2. شمارهٔ ۱۵۲باخبر باش که از حال خبرداری هست
  3. شمارهٔ ۱۵۳تا با تو از آن گوشهٔ ابرو نظری هست
  4. شمارهٔ ۱۵۴جستجوی جان جانان کن که جان پیداست کیست
  5. شمارهٔ ۱۵۵می از انگور شد میخانه از کیست؟
  6. شمارهٔ ۱۵۶شایستهٔ درگاه تو هر بی سر و پا نیست
  7. شمارهٔ ۱۵۷ترسم ز دیده ای که در او هیچ خواب نیست
  8. شمارهٔ ۱۵۸یار ما خوب است اما خوب نیست
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.