پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۴

جستجوی جان جانان کن که جان پیداست کیست

میزبان را شو شناسا میهمان پیداست کیست

چون شنیدم رمز «الرحمن علی العرش استوا»

بر سریر آسمان بنشسته آن پیداست کیست

جز درون دیده، خوبان راه نتوانند کرد

آن که در دل ها اثر دارد نهان پیداست کیست

آن که بر صدر این نه آشیان کرده است دوش

از سکونت کردگان آستان پیداست کیست

معرفت بر ظاهر اشیا سعیدا مشکل است

ورنه در باطن تجلی کرده آن پیداست کیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۶شایستهٔ درگاه تو هر بی سر و پا نیست
  2. شمارهٔ ۱۵۷ترسم ز دیده ای که در او هیچ خواب نیست
  3. شمارهٔ ۱۵۸یار ما خوب است اما خوب نیست
  4. شمارهٔ ۱۵۹در خراباتی که راه هستی و پندار نیست
  5. شمارهٔ ۱۶۰مقصد از گردیدن شیب و فرازم سیر نیست
  6. شمارهٔ ۱۶۱گر برد از هوش زان چشم سیه تقصیر نیست
  7. شمارهٔ ۱۶۲صاحب نفسی را که اثر در نفسش نیست
  8. شمارهٔ ۱۶۳بی ساخته در اهل کرم رسم کرم نیست
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.