پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۹

در خراباتی که راه هستی و پندار نیست

بر لب ما جام می کمتر ز استغفار نیست

لازم حسن فراوان است زلف تابدار

گنج بیرون از [حسابی] چون بود بی مار نیست

پیچ و تاب زلف باشد بر سر دیوانگان

بر سر مجنون هوای پیچش دستار نیست

زاهد ما بسکه از کردار می گوید سخن

چون زبان تیز هرگز بر سر گفتار نیست

ای مسلمانان سعیدا را میاموزید دین

[نامسلمانان]، چو او در حلقهٔ زنار نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۱گر برد از هوش زان چشم سیه تقصیر نیست
  2. شمارهٔ ۱۶۲صاحب نفسی را که اثر در نفسش نیست
  3. شمارهٔ ۱۶۳بی ساخته در اهل کرم رسم کرم نیست
  4. شمارهٔ ۱۶۴ز عالمش چه خبر آن که او پریشان نیست
  5. شمارهٔ ۱۶۵جامه جز گردون اطلس در بر آزاده نیست
  6. شمارهٔ ۱۶۶کار اهل الله را طعن از کسی زیبنده نیست
  7. شمارهٔ ۱۶۷عاشقان را رخصت دیدار آن مه پاره نیست
  8. شمارهٔ ۱۶۸منظور من جز او چه بود در نظر که نیست
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.